افسانوافسانو

قصه انتخاب پادشاه مرغان

انتخاب پادشاه مرغان · کلیله و دمنه

تصویر قصه انتخاب پادشاه مرغان
روزی مرغان جمع شدند تا برای خود پادشاهی برگزینند. آن‌ها بوم را که بزرگ و باوقار می‌نمود پسندیدند و می‌خواستند او را به پادشاهی بنشانند. در همین هنگام زاغی از راه رسید. زاغ گفت: «بوم روز نمی‌تواند ببیند، همیشه عبوس است و با دیگران مهربان نیست. پادشاه باید روشن‌بین و مهربان باشد.» مرغان فکر کردند و دیدند راست می‌گوید؛ از انتخاب خود گذشتند و کسی دیگر را برگزیدند. از آن روز بوم از زاغ دلخور ماند.

شخصیت‌های قصه

پیام قصه

رهبر را از روی ویژگی‌هایش انتخاب کنیم، نه ظاهرش. مهربانی و روشن‌بینی از بزرگی تن مهم‌تر است.

همین قصه، با نام کودک خودتان

کودکتان را قهرمان «انتخاب پادشاه مرغان» کنید — با عکس خودش، در یک کتاب مصور که در چند دقیقه ساخته می‌شود.

ساخت کتاب ←
هوش و زرنگیصداقتعدالت