افسانوافسانو

قصه دوستی موش و زاغ

دوستی زیبای دو دشمن · کلیله و دمنه

تصویر قصه دوستی موش و زاغ
زاغی روزی دید موشی در سوراخ خود دانه جمع می‌کند. زاغ از او خوشش آمد و خواست با او دوست شود. موش ترسید و گفت: «ما دو دشمن طبیعی هستیم؛ تو مرا می‌خوری!» زاغ قول داد که هرگز به او آسیب نرساند و با راستی و پایداری هر روز به دیدارش رفت و کمکش کرد. کم‌کم موش به او اعتماد کرد و آن دو دوستی زیبایی ساختند، با اینکه خیلی با هم تفاوت داشتند.

شخصیت‌های قصه

پیام قصه

دوستی با راستی و پایداری ساخته می‌شود. حتی آن‌ها که شبیه هم نیستند می‌توانند دوست شوند.

همین قصه، با نام کودک خودتان

کودکتان را قهرمان «دوستی موش و زاغ» کنید — با عکس خودش، در یک کتاب مصور که در چند دقیقه ساخته می‌شود.

ساخت کتاب ←
دوستیصداقتصبر