افسانوافسانو

قصه درویش و کوزه عسل

داستان خیال‌بافی مرد پارسا · کلیله و دمنه

تصویر قصه درویش و کوزه عسل
مردی پارسا هر روز از بازرگانی عسل و روغن می‌گرفت. آنچه می‌ماند را در کوزه‌ای ریخت و بالای سر خود آویخت. شبی دراز کشید و به آن کوزه نگاه کرد و خیال‌بافی کرد. با خود گفت: «عسل را می‌فروشم، گوسفند می‌خرم، ثروتمند می‌شوم، ازدواج می‌کنم و پسری دارم. اگر پسرم نافرمانی کند، با چوب می‌زنمش!» و چوب را بالا برد. چوب به کوزه خورد و کوزه شکست و عسل و روغن روی سرش ریخت. خیال‌هایش مثل کوزه شکست.

شخصیت‌های قصه

پیام قصه

آرزوی بزرگ خوب است، ولی باید با کار و تلاش همراه شود. فقط خیال‌بافی کافی نیست.

همین قصه، با نام کودک خودتان

کودکتان را قهرمان «درویش و کوزه عسل» کنید — با عکس خودش، در یک کتاب مصور که در چند دقیقه ساخته می‌شود.

ساخت کتاب ←
کار و تلاشقناعت