افسانوافسانو

قصه بط و ستاره

داستان بط و ستاره · کلیله و دمنه

تصویر قصه بط و ستاره
شبی بطی کنار برکه‌ای بود. در آب، نور ستاره‌ای را دید که می‌درخشید و فکر کرد ماهی روشنی است. شیرجه زد تا آن را بگیرد، اما چیزی در منقارش نیفتاد. چند بار دیگر تلاش کرد و باز هم هیچ. بط خسته شد و با خود گفت: «این‌ها فقط سایه است و من گول می‌خورم!» فردا که ماهی واقعی کنار او شنا می‌کرد، بط حتی نگاهش هم نکرد و فکر کرد باز هم سایه است. آن روز با شکم گرسنه ماند.

شخصیت‌های قصه

پیام قصه

گول ظاهر را نخوریم؛ ولی بعد از یک اشتباه هم هر چیزی را اشتباه ندانیم.

همین قصه، با نام کودک خودتان

کودکتان را قهرمان «بط و ستاره» کنید — با عکس خودش، در یک کتاب مصور که در چند دقیقه ساخته می‌شود.

ساخت کتاب ←
هوش و زرنگیصبر