افسانوافسانو

قصه خرگوش و ماه

نجات چشمه با زیرکی · کلیله و دمنه

تصویر قصه خرگوش و ماه
در جنگلی، خرگوش‌ها کنار چشمه‌ای زندگی می‌کردند. روزی گله‌ای فیل برای آب خوردن آمد و بسیاری از لانه‌های خرگوش‌ها را زیر پا له کرد. خرگوش‌ها که ترسیده بودند، یکی از خود را به نام «پیروز» فرستادند تا با فیل‌ها حرف بزند. پیروز بالای تخته‌سنگی رفت و به رهبر فیل‌ها گفت: «ماه مرا فرستاده تا بگویم از این چشمه دور شوید.» بعد او را به چشمه برد و تصویر ماه را در آب نشانش داد. وقتی فیل خرطومش را در آب فرو برد و تصویر لرزید، فکر کرد ماه خشمگین شده است. فیل‌ها ترسیدند و رفتند.

شخصیت‌های قصه

پیام قصه

با سخن درست و جرئت می‌توان از جان خود و دوستانمان دفاع کرد. بزرگی به اندازه تن نیست.

همین قصه، با نام کودک خودتان

کودکتان را قهرمان «خرگوش و ماه» کنید — با عکس خودش، در یک کتاب مصور که در چند دقیقه ساخته می‌شود.

ساخت کتاب ←
هوش و زرنگیشجاعت