افسانوافسانو

قصه سه ماهی

داستان نجات سه ماهی · کلیله و دمنه

تصویر قصه سه ماهی
در برکه‌ای سه ماهی زندگی می‌کرد: یکی هوشیار، یکی نیمه‌هوشیار و یکی ناتوان. روزی دو ماهی‌گیر از راه رسیدند و درباره صید آن‌ها حرف زدند. ماهی هوشیار فوراً از راه باریکی بیرون رفت تا پیش از رسیدن خطر، جایی امن بیابد. ماهی نیمه‌هوشیار گفت: «کاش هم‌زمان رفته بودم.» او خودش را مرده نشان داد و روی آب خوابید؛ ماهی‌گیر او را برداشت و به کنار انداخت و ماهی جست زد و نجات یافت. اما ماهی ناتوان که فقط می‌ترسید و کاری نکرد، به دام افتاد.

شخصیت‌های قصه

پیام قصه

پیش از آنکه خطر برسد، آماده شویم. دانا کسی است که از دور، آینده را می‌بیند.

همین قصه، با نام کودک خودتان

کودکتان را قهرمان «سه ماهی» کنید — با عکس خودش، در یک کتاب مصور که در چند دقیقه ساخته می‌شود.

ساخت کتاب ←
هوش و زرنگیصبر